یدکا ؛ در وقتی دیگر

میان میدان ونک ایستاده‌ایم. از پشت ماسک، به چهره‌های بهت زده مردم نگاه می‌کنیم. غم نان، دغدغه اضافه کاری این ماه، مهمانی اجباری آخر هفته، قیمت دلار، گران شدن سفرهای خارجی و تحریم‌های جدید. و ما در این میان سعی می‌کنیم بگوییم «هزینه های خودرویی را کاهش می دهیم » یا می‌خواهیم به زبان مریخی بگوییم «به جای این کارها از این پلت‌فرم استفاده کن ». بعضی‌ها تراکت‌ها را از دستمان می‌گیرند اولش ابراز علاقه می‌کنند اما بعد که یاد بدبختی‌های روزانه‌شان می‌افتند مثل رونده‌هایی تسخیر شده به راهشان ادامه می‌دهند. مردمی که دغدغه ذهنی‌شان تنها این است که از مهلکه جان سالم به در ببرند.

یدکا کار خودش را با دو فاندر از خرداد96 آغاز کرد. با دغدغه‌هایی که بعد گذشت دو سال حتی دیگر خودمان هم درکش نمی‌کنیم. سعی کردیم قبل از شروع استارتاپ، نظر مردم را بپرسیم. در پارک و خیابان با مردم صحبت می‌کردیم، از هر فرصتی استفاده می‌کردیم تا بدانیم در ذهن ایرانیها چه می‌گذرد. تقریبا همه ایده «خرید آنلاین قطعات و پکیج لوازم مصرفی با فرایند بازیافت قطعات فرسوده » را دوست داشتند اما واقعا چه کسی حاضر می‌شد به یک غریبه سلامت خودرو شو بسپاره ؟

احتمالا حال آن روز ما مثل حال خیلی از جوان‌ترهای امروز بود: یک اپلیکیشن با UI/UX عالی، چون هم در کاهش هزینه مردم کمک می‌کند و هم هوای شهر را پاک‌تر می‌کند مردم کم کم به سمتش می‌آیند و پلتفرم شکل می‌گیرد. اما وقتی وارد ماجرا شدیم فهمیدیم این خوش خیالی محض بود آن هم در بازار ایران.

ما یک مسئله مهم را در نظر نگرفته بودیم: هزینه تغییر عادت. اینکه مردم هر بار قطعات فرسوده خود را نگهداری کنند تا در خرید بعدی به ما بسپارند به جای خرید قطعات از فروشگاه های بازار از ما قطعات بگردند و اصلا مسئله را درک کنند. عددهایی که برای هزینه جذب بهتان می‌گویند را دور بریزید در چنین سیستمی هزینه جذب و نگهداشت هر نفر بالای 10 هزارتومان است. ما در ساده‌ترین حالت بیش از ۱۰ میلیارد تومان سرمایه لازم داشتیم تا صرفا «بیشتر» عادات شهروندان را تغییر دهیم.

ما طی سه مرحله در هر مرحله برای ده سرمایه گذار مستندات مالی را ارسال کردیم و در نهایت در جلسه حضوری سرمایه گذاری شرکت کردیم. اوایل که تازه کار را شروع کرده به تعداد کاربران اشاره کردن و بعد چرا هنوز تراکنش‌تان کم است! اما این اواخر متوجه شدیم تمام اینها بهانه بود، سرمایه گذاران از بازار قرمز خودرو و صنایع وابسته ترسیده بودند. وجود بازیگران بزرگی از یک سو و تغییر عادت
. در بازه‌ای حتی با یکی از شرکت های خودرویی کشور هم وارد مذاکره شدیم و قرار بود از منابع آن‌ها برای رشد یدکا استفاده کنیم اما شش ماه گذشت و اتفاقی نیفتاد.

ناامیدی تمام وجودمان را گرفته بود. مدتی یدکا را به فروشگاه ساده مجازی لوازم یدکی تغییر دادیم

ماسک همچنان روی صورتمان زار می‌زند. وسط میدان ونک ایستاده‌ایم. خیلی دوست داریم تمام ماجرای شکست را گردن دیگران بیندازیم . اما می‌دانیم اول و آخر تمام این شکست به عهده خود ماست. به اشتباهاتمان فکر می‌کنیم. به ماه‌هایی که آرام و دست به عصا حرکت کردیم و سعی کردیم کم خرج کنیم اما نمی‌دانستیم که همین آهسته رفتن مرگ تدریجی ما را رقم می‌زند. و برای همین خیلی دیر به حقیقت عریان بازاری که در آن کار می‌کردیم آگاه شدیم. به زمانی که نتوانستیم ناامیدی را از چهره‌مان پنهان کنیم و این ناامیدی به مرور بقیه اعضای تیم را هم سرخورده کرد تا جایی که ابر سیاه بد اقبالی بر همه‌مان چیره شد. به زمانی که به بطالت، روی ساخت و تغییر کسب‌و‌کار پافشاری کردیم بدون اینکه بدانیم آیا بازار اصلا به چنین تغییری احتیاج دارد یا نه.

در نهایت تمام این موارد باعث شد تصمیم بگیریم استارتاپ یدکا را در آستانه دومین سالگرد تولدش در اسفند ۹۷ به پایان برسانیم. از تیم فوق‌العاده‌ای که در این مدت همراه یدکا بودند ممنونم.
بدرود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 
 
 

سلام وقت بخیر،یدکا هستم،این این وبسایت در وضعیت mvp هست تمام فعالیت ها با تماس تلفنی قطعی میشود رد کردن